( اوضاع مامان ) 1394/12/10 ساعت 10 شب
سلام فندوق كوچولوي شيطون الان كه دارم اين پست رو ميذارم گلاب به روت وضعم اينجوريه 
دنيا دور سرم ميچرخه بابا خيلي نگرانمونه به شوخي ميگه كاش ميدونستم اين شيطون داره چيكار ميكنه كه تو اينقدر حالت بده 
ولي اصلا ناشكري نميكنيم بلكه خيــــــــــلي هم خداي مهربون رو شكر ميكنيم 
كه تو رو بهمون داده اين كه چيزي نيست براي به دست آوردنت حاضريم جونمون رو بديم
كوچولوي شيرينم هر روز زندگي من و بابا وارد مرحله جديدي ميشه 
روز به روز اوضاع تغيير ميكنه اين روزا از لحاظ جسمي اصلا حالم خوش نيست نميتونم كارهاي روزمره ام رو انجام بدم حالت تهوع سردرد وسرگيجه دارم ، انرژی و حوصله ام خیلی کم شده .
ولي از لحاظ روحي خيلي بهترم خداروشكر كه يكي از فرشته هاش رو به من داده والان چسبيده به دلم....gif)
مامان جون حرفهام تمومي نداره ولي نميتونم بنويسم عاشقانه دوست داريم بــوس بوس
![]()



( اوضاع مامان ) 1394/12/10 ساعت 10 شب
